کتاب هملت (رقعی)

اثر ویلیام شکسپیر از انتشارات نگاه - مترجم: ابوالحسن تهامی-بهترین نمایشنامه ها

در این کتاب افزون بر ترجمه‌ی متن نمایش، گفتارهای زیر را نیز می‌خوانیم:

اهمیت هملت در این روزگار

هملت و دوران الیزابت

تراژدی انتقام

زبان این نمایش

تحلیل شخصیت‌های نمایش

چند نقد ادبی از هملت، نوشته‌ی:

اندروسسیل بردلی، ارنست جونز، تی اس الیوت و ویلسن تادی.


خرید کتاب هملت (رقعی)
جستجوی کتاب هملت (رقعی) در گودریدز

معرفی کتاب هملت (رقعی) از نگاه کاربران
اغلب موقع خواندن کتاب‌ها، نویسنده‌های‌شان را تصور می‌کنم. پشت میز تحریر، قوز کرده روی لپ‌تاپ، ماشین تحریر و یا درباره‌ی قدیمی‌هایشان قلم به دست و کمی پر طمطراق‌تر. این‌که شکسپیر موقع نوشتن هملت چه وضعیتی داشته البته برایم مبهم است. شکسپیری که صدای‌ شخصیت‌هایش از حنجره‌ی هزاران نفر شنیده شده و هنوز هم بعد از ما شنیده می‌شود. دیالوگ‌های هملت و به ویژه طنز رقیق و محوی که در زیر جمله‌هایش پنهان است، گزندگی کلامش از او شخصیتی چند جانبه ساخته. کسی که در اندوه مرگ پدر، تردید در انتقام از عموی‌اش هم‌چنان در برخورد با دیگران مزه‌پرانی می‌کند تا به دیوانگی‌اش دامن بزند، خواننده را مجذوب و حیرت‌زده می‌کند.
تحلیل‌های روانکانه‌ای که از هملت ارائه شده‌ را حتماً همه‌مان خوانده‌ایم و لازم به اشاره‌ی دوباره نیست اما من فکر می‌کنم هملت مستقل از هر تحلیلی، اثری فوق‌العاده است.

مشاهده لینک اصلی
هملت حقیقتا نمایشنامه قابل تاملی است
بنظر من مهمترین عبارات این نمایشنامه دقیقا «بعد از» معروفترین آن شروع میشود:ر

بودن، یا نبودن: مسئله این است
آیا شایسته‌تر آن است که به تیر و تازیانهٔ تقدیرِ جفاپیشه تن دردهیم
یا این که ساز و برگ نبرد برداشته، به جنگ مشکلات فراوان رویم
تا آن دشواری‌ها را ز میان برداریم؟

مردن، آسودن - سرانجام همین است و بس؟
و در این خواب دریابیم که رنج‌ها و هزاران زجری که این تن خاکی می‌کشد، به پایان آمده.
پس این نهایت و سرانجامی است که باید آرزومند آن بود.
مردن... آسودن... وباز هم آسودن... و شاید در احلام خویش فرورفتن.
ها! مشکل همین جاست؛ زیرا اندیشه اینکه در این خواب مرگ
پس از رهایی از این پیکر فانی، چه رویاهایی پدید می‌آید
ما را به درنگ وامی‌دارد؛ و همین مصلحت اندیشی است
که این گونه بر عمر مصیبت می‌افزاید.
وگرنه کیست که خفّت و ذلّت زمانه، ظلم ظالم،
اهانت فخرفروشان، رنج‌های عشق تحقیرشده، بی شرمی منصب داران
و دست ردّی که نااهلان بر سینه شایستگان شکیبا می‌زنند، همه را تحمل کند،
در حالی که می‌تواند خویش را با خنجری برهنه خلاص کند؟
کیست که این بار گران را تاب آورد،
و زیر بار این زندگی زجرآور، ناله کند و خون دل خورد؟
اما هراس از آنچه پس از مرگ پیش آید،
از سرزمینی ناشناخته که از مرز آن هیچ مسافری بازنگردد،
اراده آدمی را سست نماید.
و وا می‌داردمان که مصیبت‌های خویش را تاب آوریم،
نه اینکه به سوی آنچه بگریزیم که از آن هیچ نمی‌دانیم.
و این آگاهی است که ما همه را جبون ساخته،
و این نقش مبهم اندیشه است که رنگ ذاتی عزم ما را بی‌رنگ می‌کند.
و از این رو اوج جرات و جسارت ما
از جریان ایستاده
و ما را از عمل بازمی‌دارد

(کپی از ویکی پدیا)

چه چیز به یاد شما می آورد؟ دقیقا: یادداشت های مرد زیرزمینی که 260 سال پس از آن نوشته شد
این نکته سنجی از نظر من، ایده کل نمایشنامه است: آیا یه مصالح بیاندیشیم یا برای عزت خود بجنگیم؟
اگر فکر میکنید چون هملت دومی را انتخاب کرده پس شکسپیر به راحتی دومی را گفته بنظرم در اشتباهید: ببینید در انتخاب هملت چه چیزی نهفته است: مرگ او، مرگ مادرش، مرگ پدر معشوقه اش، جنون و مرگ معشوقه اش و آیا این همه نابودی ، همان چیزی بود که هملت میطلبید؟


پ.ن: من کتاب صوتی اثر را گوش دادم. کاری رادیویی که این بار هم بدون اشاره، بخشهایی از نمایشنامه را حذف کرده بودند. البته انصافا به نحوی که ضربه چنانی به آن نمیزد
اما این یکی از بهترین نمایشنامه خوانی های صوتی بود که شنیده ام
ادای لحن داستان آنقدر خوب بود که اگر خودم میخواندم متوجه نکته های روانی آن نمیشدم

مشاهده لینک اصلی
â € œMadness در آنهایی بزرگ نباید بلافاصله بروید. â € â € • ویلیام شکسپیر، HamletStill یکی از مورد علاقه من Shakepeare است. احتمالا آن را 3-5 بار خواندید و احتمالا به همان اندازه فیلمهای زیادی را مشاهده کردید: 1996 - کنت برانا؛ 1990 - مل گیبسون؛ 1948 - لورنس اولیویه؛ 2000 - اتان هاوک؛ 1990 - کوین کلاین. عاشقشم. هر خواندن به من فرصتی می دهد که چیزی را به دیگران منتقل کند. این اولین بار است که من در این بازی حضور داشتم از بازدید از قلعه Hamlets در دانمارک تابستان امسال (2016) در 400 سالگرد مرگ Bards. در حالی که ما از آن عبور می کردیم، آنها یک @ Hamlet Live @ در قلعه Kronborg انجام دادند و هملت با دخترم فریاد زد. قطعا ارزش زمان و هوا آب و هوای بلوز بود. من شاهد توپها و پرده ها بودم، اما تقریبا هیچ ارواح و یا باکره های شناور نداشتم. متاسفم، در تابستان امسال نیز در حالی که در مالت بودم، در مورد ساموئل تیلور کالیرج یاد گرفتم، این بود که کالیرج که عمدتا Hamlet را به بالای پشته شیکپیرا می کشاند. بر اساس گزارش Jonathan Bate، رمانتیک رمانتیک Hamlet به عنوان یک فلسطین رمانتیک تنها تاثیرگذارترین عامل انتقادی بود. @ پس از Coleridge، در میان رومانتیک ها، به نظر می رسید که یک رویکرد قوی برای شکسپیر، روانشناسی پیچیده، پرنس جوان، ما هملت را دوست داریم حتی وقتی که ما خودمان را دوست داریم @ - Lord Byron، @ Hamlet heart full of such Misery as my while when he said to Ophelia برو به یک ماموریت، برو برو! در واقع من می خواهم این موضوع را یک بار بپذیرم - من می خواهم بمیرم. من در دنیای شلوغ که شما با آن لبخند زده اید، @ - جان کیتسا، من اگر بخواهم خودم را ببخشم، همسرم، اگر ممکن است بگویم .... @ - Samuel Taylor Coleridge خطوط متفاوتی این را بخوانید: «خداوندا، من می توانم به طور خلاصه محدود شود و خودم شاه یک فضای نامحدود را شمارش کنم - آیا این نبود که من رویاهای بدی داشته باشم؟ »(قانون 2، صحنه 2) â € œ باید مانند فاحشه، قلب من را با کلمات باز کردن (قانون 2، صحنه 2) â € œOur اراده و سرنوشت این کار را بر خلاف اجرا می کند. (قانون 3، صحنه 2) â € œ برای برخی باید تماشا، در حالی که برخی باید خواب پس جهان را دور اجرا می کند (قانون 3 ، صحنه 2) â € œ اگر ذهن خود را دوست ندارید هر چیزی اطاعت آن (قانون 5، صحنه 2)

مشاهده لینک اصلی
راهنماهایی جوان در مورد @ Hamlet @: Head Note چیزی در دانمارک فاسد است - جوان هملت هنوز از مرگ مادرش مایه میگذارد - آیا او مانند پادشاه کلودیوس ازدواج با مادرش، ملکه گرترود ، بنابراین به زودی Ophelias برادر، Laertes ها، هشدار می دهد او را به سقوط در عشق با جوان هملت - پدر او ترس Polonius او خواهد بود hurtRosencrantz و Guildenstern بررسی رفتار عجیب و غریب جوان Hamletâ € ™ ثانیه â € \"Polonius معتقد است که او را دوست دارد OpheliaGhost هملت می گوید جوان هملت او توسط پادشاه کلودیوس â € مسموم شد \"می خواهد جوان هملت به انتقام مرگ خود را، اما عدم مجازات GertrudeHamlet می خواهد برای کشتن کلادیوس - کلودیوس متوجه جرم خود می توانید عدل الهی فرار نیست - ترس هملت هملت نیاید پادشاه کلودیوس با خطوط او اضافه می کند به بازی â € \"بعد از اجرای بازی، گرترود قول می دهد که هملت او را ترک کند، کلودیوس هملت را به طور ناخواسته می کشد پولونیوس را که پشت پرده پنهان می کند،\" پنهان \"بدن - هملت در نهایت به کلودیوس می گوید جایی که بدن € \"کلودیوس می فرستد هملت به انگلستان، به طوری Laertes ها می توانید پدران خود انتقام deathOphelia می رود دیوانه با غم و اندوه و غرق â €\" هملت معتقد است که او دوست داشت او را بیش از Laertes ها بود کلودیوس به طور تصادفی می کشد گرترود با سم نظر گرفته شده برای HamletHamlet مبارزه Laertes ها â € \"Laertes ها چاقو میزند هملت با شمشیر مسموم â € \"قبل از مرگ، هملت می کشد Laertes ها و کلودیوس با شمشیر همان €\" هوریشیو زندگی می کند به هملت Decidendi نسبت داستان را تعریف O، که این گوشت خیلی خیلی جامد منجر به ذوب شدن، گرم شدن، و حل و فصل خود را به یک dew.This بالاتر از همه â € \"خود را به خودتان درست است. هیچ چیز خوب یا بد نیست، اما تفکر آن را می سازد. بازی می کند چیزی است که در آن منجر به وجدان پادشاه می شود. به نظر می رسد یا نه â €\" این سوال است. برای خوابیدن، به خواب رفته است، آری، مریض است. خانم خیلی متاهل است، متین. آلا! یوریک ضعیف من او را شناختم، Horatio؛ یک شخص بی نهایت خنده دار ترین فانتزی ترین است. دارای یک الوهیت است که اهداف ما را شکل می دهد، آنها را به چالش می کشد. چطور می خواهیم. حالا قلب شریف را ترک می کنیم. خوب شب، شاهزاده شیرین؛ و پرواز فرشتگان به شما استراحت می کند. استراحت سکوت است. Judgment: Preface برای این دادگاه عادی است که بر اختلافات میان شهروندان قلمرو یا اعمال بین طوفان و مجرمان جرم حکومت نماید. این در این مورد غیرممکن است؛ زیرا تمام قهرمانان اصلی با هم تاج و تخت را به یک یا چندین شکل تشکیل دادند و اکنون آنها مرده اند و همه و همه هستند. هر گونه اختلاف میان احزاب با آنها درگذشت. در حالی که مردم در انتظار پیروان پیروان خود هستند، برای انجام یک Inquiry.The دادگاه Coronial مشتق شده هیچ ارضاء از این curiosity.Counsel ریشه شناختی کمک به تحقیق بخشی از یک گفتگو با ظاهرا توسط جوان هملت صحبت اشاره نمود: â € œTo شود، و یا نمی شود، که سوال این است: آیا تیس اصالت در ذهن به رنج و زنجیر و فلش از ثروت ظالمانه، و یا برای گرفتن اسلحه در برابر دریای مشکلات و با مخالفت با پایان دادن به آنها. ما هرگز پاسخ این سوال را نمی دانیم؛ زیرا برای گرفتن اسلحه در برابر دریای مشکلات هر دو جوان هملت و مبارز آن در جنگ نابود شده اند. نه می توانند و نه درد و رنج خود را تحمل کنند. شگفتی ها این است که آیا اقدامات دیکته شده توسط اراده خود را، اگر به نصف فرصت داده شود. آنها بیشتر از خواب، و نه آنها رویای. چه رؤیایی در غیر این صورت آمده است متوقف شده است. شخصیت های اصلی از این کویل مرگبار خنثی شده اند و در صورت امکان کشف کنند که در کشوری کشف نشده اند که از هیچ مسافر برگشت نکرده اند. دیوان دادگاه می تواند حقیقت را بشناسد، اما نمی تواند عدالت را تصدیق کند. کینگ کلودیس در حالی که این دادگاه می یابد که کلودیوس یک همسر شاه همجنسگرا را به قتل رسانده است، می تواند چیزی جز رساندن یافته هایش نداشته باشد. کلاویدیس باید در این دنیا بدون قید و مجازات بجنگد این که انتقام جوانی هملت ممکن است یک قاضی عادلانه باشد. دادگاه لازم نیست که با این استدلال برابری کند که اقدامات پادشاه از تعقیب قانونی تحت هر گونه آموزه ای از حق امتیاز سلطنتی محفوظ است. جوان هملت در تلاش برای انتقام از مرگ پدرش، جوان هملت زندگی خود را از پولونیوس و لرست در آورده است. در مورد اول، مشاور اظهار داشت که این مرگ ناگوار ناشی از هویت اشتباه است. این استدلال دادگاه را تحت تاثیر قرار نمی دهد هملت شاهد یک شخص نیست و او را برای دیگری اشتباه گرفته است. در عوض، هملت نباید هویت فردی را که در پشت صحنه مانده است شناخته باشد. در حالی که علت اصلی آن این است که هملت بر این اعتقاد بود که تروریست کلودیوس بود و به قصد قصاص قصد نادرست دارد این پادشاه در یک اقدام غیرقانونی و ناخوشایند از دیوانه، این دادگاه می یابد که او هیچ دلیل معقولی برای اعتقاد بر این نداشت که قربانی هر یک از شخص یا هویت خاصی باشد. بنابراین، منطقی است که اشتباه او در حسن نیت انجام شود. اگر شما فکر نمیکنید، ممکن است در دفاع از خود دفاع نکنید که ایده شما اشتباه است. با کشف حقیقت، شما باید مسئول خطای خود و پیامدهای آن باشید. اگرچه به هیچ وجه فایده ای ندارد

مشاهده لینک اصلی
زندگی منحصر به فرد و عجیب و غریب با تمام قدرت و زرهی ذهن محدود می شود تا خود را از برآمدگی حفظ کنید؛ اما خیلی بیشتر روحیه بر اساس رحم که بستگی دارد و reststhe زندگی بسیاری است. متوقف شدن عظمت تنها به تنهایی نیست، بلکه مثل یک خلیج فارس، نزدیک به آن با آن است. این یک وسیله نقلیه عظیم است که در بالای قله بالاترین کوه قرار گرفته است، که به عظمت آن ده هزار چیز کمتری می چسبد و در کنار آن قرار می گیرد.\nهنگامی که ملکه مرده است، یک برهم زدن وجود دارد. باسیلیکون دورون آزاد می شود، پسرانی که مادرانشان سر بریده شده اند تا اطمینان حاصل کنند که صلح از قلمرو در تخت است و آنچه که از طریق استبداد مستبدانه استعمار به دست آمده است، به نفع خود است، اما به جای آن، الیزابت، ژاکوبن داشته باشید به جای طلای نوآوری، پس از تعجب صلح از طریق پیچیدگی پس از جمع شدن مردم، تعجب می کنیم، ممکن است ماجرا را داشته باشیم، اما نه معامله گر. متأسفم، غیر طبیعی، غم انگیز بودن بسیاری از انسانها و خارش در ستون فقرات به کل جنسیت، اما خیانت به این نیست که سر را خیلی زود از بین ببرد، هیچ فریبندگی ناگهانی، باعث شد که جزیره دم خود را فرو برد، هیچ زبان فاتحانه را از زیر بیرون نکشید و به دردتان بخورید. فقط الیزابت وجود داشت و اکنون مرده است. با نیاز به یک طلاق سلطنتی، دروازه ای به یک دین جدید، به حداقل رسانده شده و شخصی گشت. شعر، واسطه ای است که انسان نیاز دارد تا زندگی و مرگ را آشتی دهد، و در طول زمان ریتم و قافیه به بسیاری از روایات صحبت، آواز، فریاد، شانس تصادفی انتخاب طبیعی منتهی می شود که در نتیجه چنین نمونه ای از کلماتی است که در طول دوره ی یک کاتولیک برای استراحت. پس در یک گوشه ای از جهان اتفاق می افتد که Purgatory دیگر انگیزه ای نیست و دعاهای دیگر ضرورت نیستند و عزیزان شما که مدت هاست از آنها دور شده اند ممکن است ممکن است ده هزار سال دیگر رنج می برند، نظارت بر تغییر طرح نام آنها را بی معنی تبدیل می کند. همه ما محکوم به مرگ است، علاقه داشتن به جهانی شدن با انتقام بیش از بیست و پنج وقتی که فروپاشی سلول شروع به تجدید سلول می کند، اما حقیقت هیچ ارتباطی با تجربه فردی ندارد. همه شما عاشق محکوم به مرگ هستند، اما هرکس تنها می تواند یک بار بمیرد. آنچه که هملت اکنون می دانم، بازگشت به شاه لر را بسیار دشوار می کند، زیرا آزادی ها تنها خدای یگانه است، زیرا مسئولیت خیلی بدتر است. جنگ های شما برنده شده اند، صلح خود را در بر می گیرد، و همه چیزهایی که برای انجام دادن وجود دارد، خود را به یک اقدام هدایت شده توسط از دست دادن، تحریک شده توسط خشم، محدود شده توسط آن مگس و مفهوم Puking است که افتخار است، که کل میزبان وابسته به خود رئیس دولت می گوید یک قطعه کار تند و زننده زمانی که برادرزاده بر روی زمین قرار دارد، اما ده ها هزار قطعه انتقام را در صحنه قرار داده و هرگز به طور دقیق از طریق صحنه و خط مشی گفت و گو که موجودی که جنگ داخلی است را تشکیل می دهد. لیر نزدیک می شود، به همین دلیل، سخت است که برای من اعتقاد داشته باشم، می توانم از این کلاس با سلسله مراتب مجدد در هنگام شکسپیر بیرون بیایم. اما شاید نه بر خلاف هملت، من تا به حال طوفان در گوشت را دیده ام، و تقسیم بین کلمات در یک صفحه و روح در یک مرحله زمانی که تفکر نقد آزاد از پانویس ها باید مکث شود. من یک خواننده را از طریق و از طریق آن می خوانم، اما اگر همه صحنه ها یک مرحله باشد، ابتدا بدن را سقوط کرد. اگر تا به حال من را در قلب خود نگه دارید، از تو در ازای فریباری دور نیستی، و در این جهان سخت خسارت نفس خود را در درد به من بگویید داستان.\nهملت، هملت. من هرگز به اندازه کافی عصبانی نخواهم شد. خوب، پروردگار من، آیا بازیکنان را به خوبی می شناسید؟ آیا می شنوید؟ اجازه دهید آنها به خوبی مورد استفاده قرار گیرند؛ زیرا آنها خلاصه ها و مقالات کوتاهی از زمان هستند. پس از مرگ شما، بهتر است در طول زندگی خود بهتر از یک گزارش افسردگی بد داشته باشید.\n--- 1/2 / 2013I در ابتدا با هملت در قالب کتاب کمیک مواجه شد، همراه با بسیاری از دیگر نمایشنامه های شکسپیر با شخصیت های خارق العاده در تمام سایه ها، ظاهر و درجه انحراف تصویری. قوی ترین حافظه از آن زمان شامل یک شخصیت عادی، سر و صورت بلوند با یک بیان بی گناه میان هویج و دست و پا. بعدها بعدها متوجه شدم که متوجه شدم که شکسپیر در تولیدات به عنوان ارواح غم انگیز اجرا کرده است. هیچ چیز دیگری از کارهای حرفه ای او در مغز من باقی نمانده است، که ممکن است پیش بینی مکان ویژه ای باشد که این بازی در قلب من برگزار می شود. سالها در آن برگزار شد و با آنها معلم مورد علاقه من تمام وقت بود. با تشکر از هموطی، و مقاله ده صفحه ای که دربارۀ نمادینۀ مرگ صحبت می شود، شروع کردم به دیدن آنچه که همه شکسپیر با آن مواجه بود. همانطور که سال گذشته به پایان رسید، آخرین کلاس انگلیسی من هم بود، و تا زمانی که من هملت را دوباره کشف کردم، در اولین اجرای زنده توسط بازیکنان Shakespeares Globe Theatre، مدت زیادی طول کشید. اکنون، درست است که من این بازی را دوست داشتم دبیرستان، اما آن را از طریق خواندن آن را در سرعت بسیار آهسته بود، به طور مداوم به جلو و عقب

مشاهده لینک اصلی
عجله ای سریع قبل از طوقه و ترسناک (به یادماندنی WOOT!) سوال: آیا واقعا به عنوان دیوانه ای به یاد می آورم یا من دلخوشم؟ پاسخ: آره خوب ذهن هرگز عکس چهارم باعث می شود که من برای خردسالم خیلی خوشمزه باشم. اوه

مشاهده لینک اصلی
هملت ما همه درس های مهم را می آموزد. اگر سر خود را پایین بیاورید، با دوستان خود در کالج مشغول صحبت با همسرتان باشید و هرگز به خانه برنگردید، همه چیز را جدی بگیرید، هملت بر این عقیده است که همه چیز را سیاه می پوشاند و اغلب در مورد اینکه چگونه هر تصمیم بیش از حد سخت است، TM بنابراین من او را دوست دارم

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب هملت (رقعی)


 کتاب دانشنامه جهانی نمایش عروسکی 1
 کتاب تابوت و انتهای دایره
 کتاب ماچا
 کتاب سرگذشت باورنکردنی دن کیشوت،ملانصرالدین،هدهد و دیگران در سرزمین عجایب!
 کتاب گروگان
 کتاب لیمو لیمو لیمو لیمو لیمو