کتاب مسخره بازی ها

اثر تام استاپارد از انتشارات نیلا - مترجم: حمید احیاء-بهترین نمایشنامه ها

استوپارد در این نمایش‌نامه شخصیت‌ها و حوادثی واقعی را دستمایه کار خود قرار داده و آنها را از عرصه به ظاهر جدی تاریخ به عرصه طنز و شوخی در صحنه نمایش کشانده است. «مسخره‌بازی‌ها» نمایش‌نامه‌ای دوپرده‌ای است با هشت شخصیت. برخی از این هشت شخصیت در تاریخ به‌خوبی شناخته شده‌اند؛ یکی از اینها جیمز جویسِ نویسنده است، دیگری لنین و نفر سوم، نادژدا کروپسکایا، همسر لنین، و نفر چهارم تریستان زارای داداییست که البته در ایران او را به نام تریستان تزارا می‌شناسند اما در یکی از پانوشت‌های نمایش‌نامه مسخره‌بازی‌ها درباره نام درستش می‌خوانیم: «این نام به شکل تزارا نیز در ترجمه‌ها و منابع فارسی آمده، اما تلفظِ آن در زبانِ اصلی به زارا نزدیک‌تر است». نام باقی شخصیت‌های نمایش‌نامه چنین است: هنری کار، بنت، گوئن دولن و سیسیلی. در این میان از هِنری کار که بخش عمده نمایش‌نامه شامل خاطرات اوست، باید بیشتر سخن گفت و خود استوپارد نیز در پیشگفتار این نمایش‌نامه شرح کشافی از این شخصیت ارائه داده و گفته است که شخصیت او نیز همچون جویس و لنین و زارا از تاریخ وام گرفته شده و این هنری کار کسی است که جویس در جایی از رمان اولیس، به خدمت او رسیده است چون در سال ١٩١٨ بین او و هنری کار در زوریخ دعوایی در گرفته بوده است. استوپارد در پیشگفتار مسخره‌بازی‌ها ماجرای این دعوا را باز گفته است. دعوایی که بعد از اجرای نمایش «اهمیت ارنست بودن» اسکار وایلد در زوریخ، که جویس یکی از دست‌اندرکاران و درواقع مسئول امور مالی آن بوده، بین هنری کار و جویس در گرفته بوده است. هنری کار که بازیگری غیرحرفه‌ای بوده به پیشنهاد جویس نقش الجرنون مونکریف را در نمایش «اهمیت ارنست بودن» بازی می‌کند. بعد از اجرا اما کار به نحوه پرداخت حقوق خود اعتراض می‌کند. استوپارد می‌نویسد: «جویس طبق قرار به هر بازیگر ده تا سی فرانک دستمزد پرداخت کرد، اما نحوه ارائه این پول به هنری باعث رنجش او شد. هنری به سایکس گفت که جویس انگار صدقه یا انعامی کفِ دستش می‌گذاشته است. پیامد این برخورد به جاهای باریک کشید. جویس و هنری با دو شکایت مجزا راهی دادگاه شدند؛ هنری پولی را که خرجِ شلوار و غیره کرده بود پس می‌خواست یا – به جای آن – بخشی از سودِ نمایش را طلب می‌کرد، و جویس پولِ پنج بلیتی را که هنری فروخته بود می‌خواست و از او به‌دلیلِ تهمت و افترازدن هم شکایت کرده بود. رسیدگی به شکایت‌ها تا فوریه ١٩١٩ به درازا کشید و سرانجام جویس موفق به دریافتِ پولِ بلیت‌ها شد، اما شکایتِ مبنی بر افترا را باخت، هرچند که تلافی آن را در رمانش، اولیس، درآورد». استوپارد چنان‌که خود می‌گوید شخصیت هنری کار را براساس دانسته‌هایی اندک که حین نوشتن نمایش‌نامه «مسخره‌بازی‌ها» از او داشته این‌گونه می‌سازد: «براساس این دانسته‌های ناچیز درباره هنری کار – و ناتوان از پیداکردنِ چیزی بیش‌تر در موردِ او – من پیرمردی ساختم که هنوز در زوریخ زندگی می‌کرد، با دختری در دورانِ لنین در کتابخانه آشنا شده و ازدواج کرده بود، و برخوردهایش را با جویس و زارای داداییست به یاد می‌آورد، هرچند نه به صورت دقیق».
استوپارد در این نمایش، دورانی تاریخی را با برخی شخصیت‌های واقعی آن، دستمایه مواجهه‌ای کمیک با واقعیت و شخصیت‌های تاریخی قرار داده است. بیشتر آنچه به صحنه می‌آید خاطرات هنری کار است. در بخشی از توضیح اول پرده یکم می‌خوانیم «نمایش در زوریخ اتفاق می‌افتد در دو جا: اتاقِ پذیرایی آپارتمانِ هنری کار (اتاق)، و بخشی از کتابخانه عمومی زوریخ (کتابخانه). بیش‌ترِ آن‌چه در نمایش‌نامه می‌گذرد خاطراتِ هِنری‌ست، خاطره‌هایی که به دورانِ جنگِ جهانی اول برمی‌گردد؛ و این دوره باید در طراحی صحنه و لباس‌ها و غیره نمایان باشد. فرض بر این است که هِنری پیر از همان زمان در این آپارتمان زندگی می‌کرده است». نمایش با کتابخانه شروع می‌شود: «جویس، لنین، و زارا هر یک جای خاص خود را دارند. گوئن با جویس نشسته و هر دو با کتاب و کاغذ و مداد سرگرمِ کارند... لنین در میانِ انبوهی کتاب و کاغذ آرام در حالِ نوشتن است. نمایش که شروع می‌شود زارا نیز سرگرمِ نوشتن است. روی میزِ او کلاهی قرار دارد و یک قیچی بزرگ. زارا نوشتن را تمام می‌کند، قیچی را برمی‌دارد، کاغذ را کلمه به کلمه می‌بُرد و در کلاه می‌اندازد. وقتی همه کلمه‌ها در کلاه‌اند، آن را تکانی می‌دهد و سپس کلمات را روی میز می‌ریزد. باسرعت تکه‌های کاغذ را در چند ردیف کنار هم می‌چیند، چندتایی را پشت و رو می‌کند و غیره، و سپس نتیجه را با صدای بلند می‌خواند». در همان صفحات آغازین نمایش با یک تک‌گویی بلند مواجهیم. تک‌گویی هنری کار که چنان‌که گفته شد خاطراتی که او به یاد می‌آورد بخشِ عمده نمایش‌نامه را شامل می‌شود. هنری در آغاز این تک‌گویی جویس را این‌گونه به یاد می‌آورد: «ایرلندی بود، معلومه. اما از شهرِ لیمِریک نیومده بود – دوبلینی بود، جویس، همه می‌دونن، اگه مالِ اون‌جا نبود که نمی‌تونست اون کتابشو بنویسه. یه جوونی بود از شهرِ دوبلین، دام – دادا – دام – شیطونی‌هاشو شنیدین؟ ... من خودم قبلا استعدادم خوب بود تو این چیزها، اما تو اداره خدمات کنسولی که آدمو برای این‌جور کارها تشویق نمی‌کنن. این اداره هیچ‌وقت حامی جدی شعر و شاعری نبوده، قدر نمی‌دونستن، اهمیت نمی‌دادن. منظورم اینه که نمی‌شد گفت تسلط به وزن و قافیه لازمه ترقی و پیشرفت تو کنسولگری به حساب می‌آد... البته جلوشَم نمی‌گرفتن، منظورم این نیست، برعکس، فرهیخته‌ترین و روشنفکرترین آدم‌ها، که کلا پشتیبانِ هر جور هنری بودن... راهِ دور چرا بریم، همین اتفاقی که ما رو دورِ هم جمع کرد، من و جویس رو، و آوردمون تو همین اتاق...».


خرید کتاب مسخره بازی ها
جستجوی کتاب مسخره بازی ها در گودریدز

معرفی کتاب مسخره بازی ها از نگاه کاربران
کتاب های مرتبط با - کتاب مسخره بازی ها


 کتاب مهمانی ابیگل
 کتاب مجموعه نمایشنامه سایه
 کتاب مرید شیطان
 کتاب وصله‌ی ناجور
 کتاب کینگ
 کتاب دشمن زن