دیک دایور، روانپزشک موفقی است که تعطیلاتش را با همسرش نیکول در ساحل ریوریرای فرانسه میگذراند و به خاطر داشتن شخصیتی گیرا، استوار و فرهیخته دوستان زیادی را به سوی خود جذب میکند. اما دیری نمیپاید که بودن با نیکول روانپریش و نیز ورود هنرپیشه جوانی به نام رزماری به دنیای او، مسیر زندگیاش برای همیشه عوض میشود... اسکات فیتز جرالد در این اثر از نویسندههای کلاسیک زمانش چند گامی پیشتر میرود و شخصیتهای زن داستانش را از دنیای صرف همسر و مادر بودن بیرون میکشد و توانمند به جامعه میآورد. او همچنین جنگ، حس جنگجویی، زندگی اشراف و هنرپیشههای هالیوود را با دقت نقد میکند و آشفتگی درونی زندگی ثروتمندهای آمریکایی را که پس از جنگ جهانی اول، برای سودجویی و تفریح به اروپای ویرانه میآیند، آشکار میسازد. این رمان یکی از سی رمان برتر دنیا در قرن بیستم است و ارنست همینگوی بارها «لطیف است شب» را بهترین اثر دوست صمیمیاش، اسکات، خوانده است
خرید کتاب لطیف است شب
جستجوی کتاب لطیف است شب در گودریدز
معرفی کتاب لطیف است شب از نگاه کاربران
این مورد توجه من را نادیده گرفت، بنابراین من به آن برگشتم ..
مشاهده لینک اصلی
â € ~ Tender شب است که احتمالا یک رمان فیتز جرالد است که مطابقت با محبت و شور و شوق داستان های خود را؛ بر خلاف \"Gatsby\" بزرگ، \"Gatsby بزرگ\"، \"شبانه\" به زیبایی نوشته شده است و شگفت آور شاعرانه است - زمان هایی است که در آن فیتز جرالد به عنوان ردپای خود رگ های دیگر می افتد؛ دنیای روحانی استریل که شخصیت هایش ساکن است، گروهی از شخصیت هایی هستند که دائما تلاش می کنند تا در خودخواهی و جذب خود یکدیگر را از بین ببرند، که فیتزجرالد بیهوده تلاش می کند تا همدلی خواننده را برای ساختن، و در عین حال زیر فراز و نشیب اهریمنی شخصیت ها شعر و حساسیت به رمان است که جدا از رمان های دیگر فیتزجرالد است. این داستان به دنبال درخشان زرق و برق دار دیک و نیکول راننده و بازیگر جوان رزماری است که در عین حال با عجیب و غریب دیک برخورد می کند. قسمت اولیه رمان در Riviera فرانسوی قرار دارد. فیتز جرالد قادر است که زیبایی مبهم و زیبایی Riviera را جذب کند؛ هنگامی که این هوا در هوا در تابستان خاموش می شود، او بین پونه هایی که در ابرهای صورتی، توده های سیاه و قهوه ای و گل های سبز مایل به شفاف شبیه شکر شبیه گل در یک پنجره شیرینی - تا زمانی که به نظر میرسد که رنگ اسفنجی رنگ می تواند به شدت بیشتر برسد، ناگهان در اواسط هوا فشرده شد. فیتزجرالد نیز در توصیف ویژگی های شخصیتی اش ویژگی های شخصیت خود را دارد. تفاوت های ظاهری و تنوع آنها و این که آنها چگونه می توانند مشابه خود باشند. توصیف تقسیم ارتباط بین دیک و نیکول قدرتمند است، به رغم این واقعیت که هر دو آنها، به ویژه نیک، شخصیت های خاصی را دوست ندارند، هرچند رابطه بین دیک و رزماری به نظر می رسد مصنوعی و توخالی است. شاید در واقع این معنای پشت داستان فیتزجرالد است؛ دلپذیری در پشت جلوه های اجتماعی بالا، بی نظمی در زیر روکش های جذاب دیک یا کم بودن ارزش های آنها. فیتزجرالد یک هنرمند درجه دوم نیست که شخصیت های دو بعدی را زیر نظر احمقانه به سخنرانی خواننده پنهان می کند، بلکه شخصیت هایش به خوبی شکل می گیرد و فیتز جرالد توانایی داستانپرداز را دارد که به راحتی خوانندگان را جذب کند. به طور کلی، مناقصه شب است یک اکتشاف درخشان نه تنها از هم پاشیدن یک رابطه است، بلکه محصور کردن فرهنگ آمریکایی بالایی است و همچنین مطالعه روانشناسی مدرن مدرن.
مشاهده لینک اصلی
مناقصه آیا شب به طور کامل من را دور انداختن - من هرگز در عاشق شدن با Gatsby بزرگ قبل از من بود، بنابراین من تعجب بود که من از این فکر می کنم. آن را خیره کننده است. من در داخل این کتاب به طور کامل در جهان غوطه ور شدم - می توانم خورشید را در Riviera فرانسوی احساس کنم، و من می توانم دایره مردم جمع آوری شده در اطراف غواصان را ببینم. فیتزجرالد همچنین استاد مدیریت احساسات در خواننده است؛ من از طریق چنین خواننده ای از احساسات در مورد تقریبا هر شخصیت در کتاب رفتم. چیزی که من پیدا کردم به ویژه جالب بود که او تصویر دیک غواص را نشان داد. من رمان را شروع کردم و بی تفاوت نسبت به او بودم، اما قطعا به او بسیار نگران بودم، با این حال، هنگامی که بخشش در داستان شروع شد، او را گرم کردم، اما هرچه بیشتر او صحبت کرد، بیشتر می توانیم ببینیم او واقعا چه کسی است، و این معلوم می شود که او واقعا چه کسی بزرگترین فرد در جهان نیست. در پایان، من کاملا با او مخالف بودم، خیلی دوست داشتم هر کس دیگری در رمان. چیزی که من انتظار نداشتم این بود که نیکول را دوست داشته باشم. من فکر کردم او به طور معمول یک زن عصبی در راه است، به جز این زمان بیمار روانی. من اشتباه میکردم. فیتزجرالد باعث می شود او به شدت دوست داشتنی باشد، که بسیار غافلگیر کننده نیست، با توجه به اینکه او از همسرش مستقر شده است. آنقدر جالب است که او ارتباط خود را با این کتاب قرار داده است، و این کاملا فریبنده است که او پیش بینی آینده خود را در پایان کتاب است. کاملا شگفت آور خواندن است.
مشاهده لینک اصلی
من فکر می کنم این کتاب را بهتر از گتسبی دوست داشتم، احتمالا دلیل این نبود که نیاز به ریزش هر پنج دقیقه را دارم. فیتزجرالد روایت را بین ذهن سه شخصیت - یک روانشناس، همسر مشکل و یک بازیگر جوان می گیرد. من عاشق چگونگی تغییر شخصیت ها و تغییر در سراسر داستان، و همه در برابر فرسایش حوادث 1920s. یک گذر نشان دهنده حرکت احساسات wifes از درگیر شدن او به حال حاضر است - جزیی درخشان، جریان آگاهی پاراگراف که شامل و توضیح می دهد همه او است و همه تلاش می شود. درخشان ظاهرا او کمی از Zeldas lettes و خاطرات cribbed. دوست دارد چیزی را بخواند تا ببیند چه مقدار است، زیرا احساس صدای او را که واقعا دوست داشتم احساس می کنم.
مشاهده لینک اصلی
اگر زمان داشتم، هوادار در مورد این موضوع خشمگین بود، اما Id به جای یکی از عجیب ترین کتاب هایی که در قفسه ی من برای خواندن داشتم حرکت می کرد. من خیلی از آن را خواندم، هرچند Ive سعی کرد بارها در طول زمان چند هفته گذشته خود را به خاطر آن سرزنش كرد و از آن فرار كرد. اما هیچ اتفاقی نیفتاده است. من به ندرت می توانم باور کنم که این همان شخصی است که از آن انتظار می رود از داستان زیبا، مختصر، نوشته ام. این به نظر می رسد مانند یک رد از میلز و بون - من فقط می توانید نامه را ببینید.بنابراین برای بقیه: http: //alittleteaalittlechat.wordpres ...
مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب لطیف است شب
خرید کتاب لطیف است شب
جستجوی کتاب لطیف است شب در گودریدز
مشاهده لینک اصلی
â € ~ Tender شب است که احتمالا یک رمان فیتز جرالد است که مطابقت با محبت و شور و شوق داستان های خود را؛ بر خلاف \"Gatsby\" بزرگ، \"Gatsby بزرگ\"، \"شبانه\" به زیبایی نوشته شده است و شگفت آور شاعرانه است - زمان هایی است که در آن فیتز جرالد به عنوان ردپای خود رگ های دیگر می افتد؛ دنیای روحانی استریل که شخصیت هایش ساکن است، گروهی از شخصیت هایی هستند که دائما تلاش می کنند تا در خودخواهی و جذب خود یکدیگر را از بین ببرند، که فیتزجرالد بیهوده تلاش می کند تا همدلی خواننده را برای ساختن، و در عین حال زیر فراز و نشیب اهریمنی شخصیت ها شعر و حساسیت به رمان است که جدا از رمان های دیگر فیتزجرالد است. این داستان به دنبال درخشان زرق و برق دار دیک و نیکول راننده و بازیگر جوان رزماری است که در عین حال با عجیب و غریب دیک برخورد می کند. قسمت اولیه رمان در Riviera فرانسوی قرار دارد. فیتز جرالد قادر است که زیبایی مبهم و زیبایی Riviera را جذب کند؛ هنگامی که این هوا در هوا در تابستان خاموش می شود، او بین پونه هایی که در ابرهای صورتی، توده های سیاه و قهوه ای و گل های سبز مایل به شفاف شبیه شکر شبیه گل در یک پنجره شیرینی - تا زمانی که به نظر میرسد که رنگ اسفنجی رنگ می تواند به شدت بیشتر برسد، ناگهان در اواسط هوا فشرده شد. فیتزجرالد نیز در توصیف ویژگی های شخصیتی اش ویژگی های شخصیت خود را دارد. تفاوت های ظاهری و تنوع آنها و این که آنها چگونه می توانند مشابه خود باشند. توصیف تقسیم ارتباط بین دیک و نیکول قدرتمند است، به رغم این واقعیت که هر دو آنها، به ویژه نیک، شخصیت های خاصی را دوست ندارند، هرچند رابطه بین دیک و رزماری به نظر می رسد مصنوعی و توخالی است. شاید در واقع این معنای پشت داستان فیتزجرالد است؛ دلپذیری در پشت جلوه های اجتماعی بالا، بی نظمی در زیر روکش های جذاب دیک یا کم بودن ارزش های آنها. فیتزجرالد یک هنرمند درجه دوم نیست که شخصیت های دو بعدی را زیر نظر احمقانه به سخنرانی خواننده پنهان می کند، بلکه شخصیت هایش به خوبی شکل می گیرد و فیتز جرالد توانایی داستانپرداز را دارد که به راحتی خوانندگان را جذب کند. به طور کلی، مناقصه شب است یک اکتشاف درخشان نه تنها از هم پاشیدن یک رابطه است، بلکه محصور کردن فرهنگ آمریکایی بالایی است و همچنین مطالعه روانشناسی مدرن مدرن.
مشاهده لینک اصلی
مناقصه آیا شب به طور کامل من را دور انداختن - من هرگز در عاشق شدن با Gatsby بزرگ قبل از من بود، بنابراین من تعجب بود که من از این فکر می کنم. آن را خیره کننده است. من در داخل این کتاب به طور کامل در جهان غوطه ور شدم - می توانم خورشید را در Riviera فرانسوی احساس کنم، و من می توانم دایره مردم جمع آوری شده در اطراف غواصان را ببینم. فیتزجرالد همچنین استاد مدیریت احساسات در خواننده است؛ من از طریق چنین خواننده ای از احساسات در مورد تقریبا هر شخصیت در کتاب رفتم. چیزی که من پیدا کردم به ویژه جالب بود که او تصویر دیک غواص را نشان داد. من رمان را شروع کردم و بی تفاوت نسبت به او بودم، اما قطعا به او بسیار نگران بودم، با این حال، هنگامی که بخشش در داستان شروع شد، او را گرم کردم، اما هرچه بیشتر او صحبت کرد، بیشتر می توانیم ببینیم او واقعا چه کسی است، و این معلوم می شود که او واقعا چه کسی بزرگترین فرد در جهان نیست. در پایان، من کاملا با او مخالف بودم، خیلی دوست داشتم هر کس دیگری در رمان. چیزی که من انتظار نداشتم این بود که نیکول را دوست داشته باشم. من فکر کردم او به طور معمول یک زن عصبی در راه است، به جز این زمان بیمار روانی. من اشتباه میکردم. فیتزجرالد باعث می شود او به شدت دوست داشتنی باشد، که بسیار غافلگیر کننده نیست، با توجه به اینکه او از همسرش مستقر شده است. آنقدر جالب است که او ارتباط خود را با این کتاب قرار داده است، و این کاملا فریبنده است که او پیش بینی آینده خود را در پایان کتاب است. کاملا شگفت آور خواندن است.
مشاهده لینک اصلی
من فکر می کنم این کتاب را بهتر از گتسبی دوست داشتم، احتمالا دلیل این نبود که نیاز به ریزش هر پنج دقیقه را دارم. فیتزجرالد روایت را بین ذهن سه شخصیت - یک روانشناس، همسر مشکل و یک بازیگر جوان می گیرد. من عاشق چگونگی تغییر شخصیت ها و تغییر در سراسر داستان، و همه در برابر فرسایش حوادث 1920s. یک گذر نشان دهنده حرکت احساسات wifes از درگیر شدن او به حال حاضر است - جزیی درخشان، جریان آگاهی پاراگراف که شامل و توضیح می دهد همه او است و همه تلاش می شود. درخشان ظاهرا او کمی از Zeldas lettes و خاطرات cribbed. دوست دارد چیزی را بخواند تا ببیند چه مقدار است، زیرا احساس صدای او را که واقعا دوست داشتم احساس می کنم.
مشاهده لینک اصلی
اگر زمان داشتم، هوادار در مورد این موضوع خشمگین بود، اما Id به جای یکی از عجیب ترین کتاب هایی که در قفسه ی من برای خواندن داشتم حرکت می کرد. من خیلی از آن را خواندم، هرچند Ive سعی کرد بارها در طول زمان چند هفته گذشته خود را به خاطر آن سرزنش كرد و از آن فرار كرد. اما هیچ اتفاقی نیفتاده است. من به ندرت می توانم باور کنم که این همان شخصی است که از آن انتظار می رود از داستان زیبا، مختصر، نوشته ام. این به نظر می رسد مانند یک رد از میلز و بون - من فقط می توانید نامه را ببینید.بنابراین برای بقیه: http: //alittleteaalittlechat.wordpres ...
مشاهده لینک اصلی