کتاب آدم ها

-بهترین نمایشنامه ها

ما آدم‌هاي بيچاره‌اي بوديم و ستوان مكري بيچاره‌تر از ما. درست است كه ليسانس وظيفه بود و فرمانده ما اما كسي او را به رسميت نمي‌شناخت و همه به او مي‌گفتند:«ستوان سوتي.» اين حرف معني‌اش اين بود كه درجه‌هاي ستوان مكري را جدي نگيريد. ما بيچاره بوديم چون عدل شده بوديم سرباز پياده و ستوان مكري بيچاره‌تر بود چون شده بود فرمانده ما. اما بيچارگي او همين‌جا تمام نمي‌شد...‏


خرید کتاب آدم ها
جستجوی کتاب آدم ها در گودریدز

معرفی کتاب آدم ها از نگاه کاربران


مشاهده لینک اصلی


مشاهده لینک اصلی


مشاهده لینک اصلی


مشاهده لینک اصلی


مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب آدم ها


 کتاب اگر بمیری
 کتاب تفنگهای خانم کارار و رویاهای سیمون
 کتاب بازیهای کشتار همگانی
 کتاب پنجره زیرزمین
 کتاب چشمه قدیسان
 کتاب حقیقت