کتاب کرگدن

اثر اوژن یونسکو از انتشارات قطره - مترجم: پری صابری-بهترین نمایشنامه ها

مشکل می‌توان اوژن یونسکو را، بهتر از اوژن یونسکو تفسیر کرد. اوژن یونسکو، زاییده‌ی دنیای رهایی و تخیل خویشتن است که بی‌هیچ قید و بندی، با نگاهی گزنده و مضحک دنیا را به تصویر می‌کشاند. با نقب به خود و به من و به تو و دیگری؛ دنیا را می ‌گوید و درباره‌ی نوشته‌هایش می‌گوید:؛
وسوسه‌های متناقض یا مکمل مرا به نوشتن وامی‌دارد: میل به قدرت، نفرت، میل به بخشوده شدن، عشق، دلهره، دلتنگی، سرگشتگی، اعتماد به‌نفس، عدم اعتماد به‌نفس، اطمینان به آن‌چه تایید می‌کنم، نیاز وافر به آگاهی، نیاز وافر به آگاهی دادن، تواضع، تفریح!!! اما اگر برای تفریح بود، این مشقت، این خستگی غیرقابل تحمل، زمانی که کار می‌کنم، از برای چیست؟
مسلما نوشتن نمایش‌نامه کار بسیار دشواری است. باید جان کند. باید قلم به دست گرفت که بسیار سنگین است... ؛


خرید کتاب کرگدن
جستجوی کتاب کرگدن در گودریدز

معرفی کتاب کرگدن از نگاه کاربران
کمدی وحشت آور است
کمدی دردناک است
من می نویسم تا جوابی به خود داده باشم
کی هستیم و چرا هستیم؟


@description@

کرگدن دومین نمایشنامه ای است که از اوژن یونسکو می خونم. همانند دیگر اثرش @آوازخوان طاس@ به «هویت»ِ انسان امروزی می پردازد، اما اینبار به گونه ای وسیع تر: اصالت درونی انسان در تقابل با بی هویتی که در جامعه‌ی مدرن شاهد آن هستیم
در دنیای شهری و ماشینی ما، انسان زیر نقاب شغل گم می شود. به یک نویسنده یا طبیب یا هرکس دیگر، برای همیشه برچسب بخصوصی زده می شود. حتی در رختخواب

:چگونگی انتخاب

ما در جامعه ای زندگی می کنیم که در بیشتر موارد ناچار از همرنگ شدن هستیم. در نتیجه این سوال ها پیش می آید که جامعه چه تاثیری بر اختیار ما دارد؟ خویشتن ما، در تصمیم های ما چقدر نقش دارد؟ و انسان در انتخاب هایش چقدر آزاد است؟

...اوژن یونسکو: بهتر است آدم بد فکر کند، غلط فکر کند
!پری صابری: ولی خودش فکر کند
اوژن یونسکو: بله، خودش فکر کند! خودش باشد به همین دلیل انسان به خلوت نیاز دارد. به این دلیل مرام اشتراکی مانع این خلوت می شود. عجبا که هر فردی مرکز دنیاست. پدیده ای اسرارآمیز. در حدود سه میلیارد بشر روی کره ی زمین زندگی می کند. ولی هر فرد فرد ِ ما به تنهایی با دلهره های اساسی دست و پنجه نرم می کنیم: دلهره ی مردن، دلهره ی زیستن

در یکی از پرده های نمایش، نویسنده از خودش نام می برد که بیشتر مردم برای تماشای نمایشنامه هایش می روند. و دوستان خود را تشویق می کنند که به دیدن آن بروند. او این مردم را مورد تمسخر قرار می دهد که فقط بخاطر پیروی از مُد نمایشنامه‌هایش را می بینند

یونسکو بر این عقیده است که نظام اجتماعی، اجتماع را تبدیل کرده به هیولا
انسان ها در چنین جامعه ای بی هویت اند و این واقعا وحشتناک است. همین تفکر گله ای و عدم فرد گرایی بود که باعث شد بیشتر مردم آلمان به تقلید از یکدیگر نازی شوند و همراه با هیتلر به کشتار میلیونها انسان دست بزنند

@description@


:کرگدن شدن یا انسان ماندن

@description@

برانژه شخصیت اصلی داستان، انسانی است که هویت اش برایش مهم است و حتی پیش از آنکه سروکله کرگدن ها پیدا شود، جامعه را با خود بیگانه می بیند و نمی تواند مانند بقیه به آن عادت کند

برانژه: من آنقدرام مشروب دوست ندارم. با وجود این اگه نخورم حالم سرجا نیست. درست مثل اینکه ترسیده باشم. اونوقت هی الکل می خورم که دیگه نترسم
ژان: از چی میترسی؟
برانژه: خودمم درست نمی دونم. یه نوع دلهره ایه که توصیفش مشکله. من خودمو تو زندگی ناراحت حس می کنم، بین مردم. اونوقت یه گیلاس مشروب می خورم. آرومم می کنه. اعصابو راحت می کنه، اون وقت فراموش می کنم

او دوباره به اصالتش پایبند می ماند زمانی که همه جامعه کرگدن می شوند. چون به سادگی می داند انسانی که کرگدن می شود به هزاران سال تمدن پشت پا می زند و به خوی حیوانی و اولیه خود بر می گردد به غریزه

برانژه: تو اصلا حساب اختلاف طرز تفکر را کرده ای؟
ژان: خیال می کنی طرز فکر ما بهتره؟
برانژه: هرچی باشه ما ملاک های اخلاقی خودمونو داریم که به نظر من با اخلاق حیوونات کاملا مغایره
ژان: اخلاق. خیال کردی. اخلاقو بذار در کوزه آبشو بخور. دیگه اخلاق کفرمو در آورده
برانژه: حالا اخلاق بره چی جاش بیاد؟
طبیعت. طبیعت؟

ژان: طبیعت قوانین خودشو داره. اخلاق ضد طبیعته
برانژه: اگر درست فهمیده باشم تو می خوای به جای ملاک های اخلاقی قوانین جنگلو رواج بدی
ژان: من تو این جنگل زندگی می کنم. زندگی. ما باید شالوده ی زندگی مونو از نو بریزیم. باید برگردیم به همون خلوص اولیه
برانژه: د ِ آخه یک کمی فکر کن. تو می دونی ما یک فلسفه ای داریم که این حیوونات ندارن. قرن ها تمدن بشری اونو ساخته

یونسکو بطرزی جالب نشان می دهد اگر بگوییم کرگدن شدن طبیعی است پس مرگ هم طبیعی است. یعنی وقتی بخاطر طبیعی بودن کرگدن را انتخاب میکنیم پس باید بجای زندگی هم مرگ را برگزید

برانژه: پس به نظر تو این قضیه طبیعیه؟
دودار: آخه از کرگدن طبیعی تر چی هست؟


برانژه: زندگی کردن یه چیز غیر طبیعیه
ژان: برعکس، خیلی هم طبیعیه. دلیلش اینکه همه ی مردم زندگی میکنن
برانژه: مرده ها خیلی بیشتر از زنده ها هستند. تعدادشونم روز به رو.ز زیادتر میشه. زنده ها کمند


او نه سواد آنچنانی دارد و نه کتاب خوانده است و نه به دیدن نمایشنامه ای رفته است؛ اما او خودش است و برای انسان بودنش ارزش قائل است و بخاطر همین محکوم به تنهایی است
برانژه: وای بر روزگار کسی که بخواد اصالت خودشو حفظ کنه

@description@

اما برانژه بمانند اساطیری چون سیزیف تسلیم نشدنی است. همینگوی چه زیبا گفته که انسان واقعی ممکن است نابود شود ولی هرگز شکست نخواهد خورد

برانژه:باشه. به درک. در مقابل همه از خودم دفاع می کنم. تفنگم کو؟ تفنگم کو؟
در مقابل همه از خودم دفاع می کنم. در مقابل همه. من آخرین آدمم. و تا آخر هم آدم می مونم. من تسلیم نمیشم


@description@


:اوژن یونسکو و برخی افکارش

(view spoiler)[
بعضی از منتقدین مرا به جانبداری از یک نوع مردم دوستی و انسان تجریدی متهم می سازند. انسان هیچ کجا آباد! در حالیکه من طرفدار انسان همه جا آبادم! چه دوست و چه دشمن. انسانی قابل درک و لمس. انسان تجریدی متعلق به آرمان‌گرایان و خیال‌بافان است، انسانی که واقعیت ندارد. شرط لازم عالم انسانیت و انسان در کجایی بودن او نیست. در «میرا» بودن اوست. زمانی که از مرگ حرف می زنم همه مرا می فهمند. مرگ نه بورژوآست و نه سوسیالیست. از اضطراب عمیق درون می آید که همه گیر و عامه پسند می باشد

عمیقا معتقدم که سرنوشتی در پیش داریم و این سرنوشت در غایت به نفع ماست
این پوچی ها که ما در جهان شاهد آن هستیم تظاهر کمبود و ناتوانی و محدودیت ادراک ماست. بعدها، به همه چیز آگاهی خواهیم یافت

من، فکر می کنم قابل پذیرفتن نیست، که هیچ چیز قابل پذیرفتن نیست، که زندگی قابل پذیرفتن نیست. در مقابل قوانین، کاری از دستمان ساخته نیست، اما می توانیم در برابرشان طغیان کنیم. تمامی بشریت می بایستی در مقابل قوانین طغیان کند. انچه مرا به اندازه ی پیری، به اندازه ی رنج هایم آزار می دهد، نفس دلمردگی است

آنچه مرا برای جوانان امروزی دلواپس می کند، پیری فکری آنهاست و استواری مریض گونه‌ی آنها در مورد تجربیات تلخ نابسامان تاریخی

من به هیچ عنوان مانع کسی نمی شوم که حرف بزند یا متعهد باشد یا «آثار متعهد» بنویسد. ولی دلم می خواهد که آنها نیز به آزادی من خدشه وارد نیاورند و بگذارند مسایل را آنطور که می بینم از دیدگاه خود بیان کنم

:یونسکو و نام تئاتر پوچی
یونسکو چنان برای اصالت فکری ارزش قائل است که حتی اسم معمول شده «تئاتر پوچی» یا «تئاتر ابسورد» بر روی آثارش را قبول ندارد. در حقیقت این اثر به مکتب سور رئالیسم بسیار نزدیک است و ایشان هم آن را زاییده سور رئال می داند و نام تئاتر شگفتی را ترجیح می دهد: اولین نمایشنامه ام برای خودم چنین مفهومی را داشت. «عجبِ دنیا»، دنیایی که در آن زندگی می کنم، مسایلی که در اطرافم می گذرد، چیزهایی را که می بینم و می فهمم یا نمی فهمم. دنیا برای من شگفت است. برای نوشتن «آوازه خوان کچل» سعی کردم از خودم فاصله بگیرم. از دغدغه هیا روزمره جدا شوم. برای نگاه کردن به دنیا از دور. با فاصله. وقتی با فاصله نگاه کردم، متوجه شدم که تمام کارهایی را که آدم ها انجام می دهند، غیرقابل درک است

(hide spoiler)]


مشاهده لینک اصلی
Rhinocéros = Rhinoceros, Eugène Ionesco
Rhinoceros (French: Rhinocéros) is a play by Eugène Ionesco, written in 1959. The play was included in Martin Esslins study of post-war avant-garde drama, The Theatre of the Absurd, although scholars have also rejected this label as too interpretatively narrow. Over the course of three acts, the inhabitants of a small, provincial French town turn into rhinoceroses; ultimately the only human who does not succumb to this mass metamorphosis is the central character, Bérenger, a flustered every-man figure who is initially criticized in the play for his drinking, tardiness, and slovenly lifestyle and then, later, for his increasing paranoia and obsession with the rhinoceroses. The play is often read as a response and criticism to the sudden upsurge of Fascism and Nazism during the events preceding World War II, and explores the themes of conformity, culture, fascism, responsibility, logic, mass movements, mob mentality, philosophy and morality.
تاریخ نخستین خوانش: بیست و نهم ماه اکتبر سال 2012 میلادی
عنوان: کرگدن : نمایشنامه در سه پرده و چهار مجلس؛ نویسنده: اوژن یونسکو؛ مترجم: جلال آل احمد؛ تهران، جوانه، 1345، در 256 ص؛
مترجمهای دیگر کرگدن: پری صابری؛ سحر داوری؛ منیره اکبرپوران؛ محمد حیاتی؛ مدیا کاشیگر؛ خشایار معتمد؛ احمد کامیابی
نمایشنامه «گرگدن‌» در کنار «در انتظار گودو»ی ساموئل بکت، شاخص‌ترین نمونه‌ های تئاتر «آبسورد» به شمار است. منتقدان، این نوع از تئاتر را، هنر نمایش در قرن بیستم می‌دانند. هنری که قواعد تئاتر کلاسیک را، که از زمان ارسطو تا اواخر سده نوزدهم میلادی، حاکم بلامنازع صحنه ها بوده، چنان کنار گذاشته، که گاه برخی آن را «ضد تئاتر» خوانده اند. تئاتر «آبسورد» با کنار گذاشتن قالب‌های پذیرفته شده، در واقع فکر و فلسفه ی دنیای مدرن را به چالش می‌کشد، و بیهودگی، و بی معنایی موقعیت انسان مدرن را آشکار می‌کند، جنبه های آرمانی و حماسی نمایش‌های کلاسیک را کنار می‌گذارد، تا نمایشگر پریشانی و بی‌معنایی برخی از موقعیت‌های انسان امروزین باشد. این تئاتر از کنار هم قرارگرفتن گفتارها، و رفتارهایی شکل می‌گیرد، که ظاهرا هیچ ارتباط منطقی با یکدیگر ندارند. در نمونه ها هیچ موقعیت، یا پیامی به شیوه ی گذشته و در توالی مرسوم صحنه های نمایش‌های کلاسیک بازگفته نمی‌شود، بلکه چیز دیگری که واقعیت انسان مدرن فرض شده، به نمایش درمیآید. صحنه ها بدون هیچ ارتباط منطقی ظاهری، کنار هم قرار می‌گیرند، تا جلوه ای باشند از بی معنایی و سطحی بودن زندگی. «اوژن یونسکو» زمانی در توضیح نگاه خود به جهان گفته بود: «آبسورد چیزی ست که هدفی پیش رو ندارد... انسانی که ریشه های اعتقاد، اساطیر و باورهایش گسسته شده، از دست رفته و تمام اعمالش بی معنا، آبسورد و بی‌فایده است.». اوژن یونسکو روشنفکری چپگرا بود، او در آثارش با نگاهی انتقادی، به مسائل اجتماعی و سیاسی زمانه ی خود پرداخته است. ظاهرا آثار هیچ نمایشنامه نویس فرانسوی زبان دیگری، به اندازه ی آثار یونسکو، در جهان بر صحنه نرفته است. افسردگی سال‌های آخر عمر، و تلخی مضامینی که یونسکو در آثارش به نمایش می‌گذارد، هیچ کدام باعث نمی‌شود، که نمایشنامه های او از شوخ طبعی و سرزندگی کم بهره باشند. عنوانهای مهم‌ترین نمایش‌نامه هایش: «درس 1951 میلادی»، «صندلی‌ها(1952 میلادی)»، «آمده، یا، چگونه می‌توان از شرش خلاص شد(1954 میلادی)»، «مستأجر جدید (1957 میلادی)»، «کرگدن‌(1960 میلادی)»، «شاه می‌میرد(1962 میلادی)»، «تشنگی و گرسنگی (1966 میلادی)» و «مکبت 1972 میلادی» هستند. ا. شربیانی

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب کرگدن


 کتاب درد مختصر و آسایشگاه
 کتاب روزهای بی پایان
 کتاب لوکرس بورژیا
 کتاب غرب غم زده
 کتاب مخمصه
 کتاب افسانه های تبای