کتاب نوای اسرارآمیز

اثر اریک امانوئل اشمیت از انتشارات قطره - مترجم: شهلا حائری-بهترین نمایشنامه ها

این ملاقات خیلی زود به بازی بی‌رحمانه‌ی موش و گربه‌ای تبدیل می‌شود که هرکدام از شخصیت‌ها با ترفندی اعجازآمیز می‌کوشد تا به حقیقت ماجرا پی برد. یک‌بار دیگر اریک ـ امانوئل ‌اشمیت با سبک شگفت‌انگیز خاص خود هر لحظه خواننده را غافلگیر می‌کند تا از ورای این ماجرای ساده و در عین‌حال حیرت‌انگیز زیر و بم‌های احساسات بشری و رموز دلباختگی را بر ما آشکار کند؛


خرید کتاب نوای اسرارآمیز
جستجوی کتاب نوای اسرارآمیز در گودریدز

معرفی کتاب نوای اسرارآمیز از نگاه کاربران
سومین کتاب و دومین نمایشنامه‌ای بود که از اشمیت می‌خوندم. این‌قدر این نمایشنامه خوب بود و غافلگیری‌های هیجان‌انگیزی داشت که دلم می‌خواد همه‌ی نمایشنامه‌های اشمیت رو بخونم. از نمایشنامه‌ی قبلی که خوندم، یعنی خرده جنایت‌های زناشوهری هم خیلی راضی بودم.
داستان در قالب گفتگو بین دو نفر شروع می‌شه و هر لحظه کنجکاوی و هیجانش بیشتر می‌شه. در حین همین گفتگو اتفاقات زیادی میفته که بعضیاش نمادین هستند و بعضیاش آدم رو به فکر فرو می‌برن.
جهان‌بینی شخصیت‌های کتاب با وجود تفاوت فاحش، به نحوی جالب با هم در می‌آمیزن. با اینکه درباره‌ی شخصیت‌ها صحبت نمی‌شه ولی اشمیت خیلی عالی از پس شخصیت‌پردازی براومده.
اشمیت با غافلگیری‌های متعدد، اجازه نمی‌ده خواننده حتی یه لحظه حوصله‌ش سر بره.
توصیه می‌کنم هر کس نمایشنامه دوست داره سری به نمایشنامه‌های اشمیت بزنه.
------------------------------
بخش‌های ماندگار کتاب:
درباره خدا هم مدت‌ها قبل از اینکه واقعا صادقانه در موردش کوچک‌ترین سوالی از خودتون بکنین، خیلی چیزها می‌شنوید. و از اون به بعد، وقتی شروع می‌کنید درباره‌ش فکر کنید قبلا تحت تاثیر حرف‌هایی که شنیدید قرار گرفتید.
...
- شما روزنامه‌ها رو نمی‌خونید؟
- نه.
- تلویزیون و رادیو هم ندارید؟
- دوست ندارم موضوعات پیش پا افتاده منو از کار و زندگیم بندازه...
...
واقعا که از کار این موجودات هیچ سر در نمی‌آرم. اونام همینطور. به هر حال چه تعریف کنن و چه بد بگن فقط حرف می‌زنن و هیچی سرشون نمی‌شه.
...
چیز زیبایی که در یک راز وجود داره سری است که در درونشه، نه حقیقتی که پنهان می‌کنه. مگه وقتی رستوران می‌روید از در آشپزخونه وارد می‌شید؟ و وقتی بیرون می‌آید تو سطل آشغال رو می‌گردید؟
...
ادبیات که قرقره کردن زندگی نیست، خلق کردنشه، به وجود آوردنشه.
...
- آدم چند سال می‌تونه هیچوقت مردم رو نبینه؟
- آدم چند سال می‌تونه هر روز مردم رو ببینه؟
...
- به نظر شما آدم مضحکی هستم؟
- بدتر از اون. معمولی هستید.
...
ریشه‌ی نفرت ‌هیچوقت خود نفرت نیست، چیز دیگه‌ای رو بیان می‌کنه... رنج، ناکامی، حسادت، اضطراب...
...
اون اونقدر منو دوست داشت که باعث می‌شد من هم خودمو دوست داشته باشم.
...
- شما عشقو دوست ندارید، درد عشقو دوست دارید.
- چه مزخرفاتی.
- شما هلن رو می‌خواید واسه اینکه بسوزید، خاکستر بشید، و آه و ناله کنید... نه واسه اینکه زندگی کنید.

مشاهده لینک اصلی
دومین باری که اشمیت داره با یه نمایشنامه ساده ولی هوشمندانه شگفت‌زده‌ام می‌کنه! مشابه خرده‌جنایت‌های زناشوهری، هر لحظه می‌تونی منتظر یه حادثه جدید باشی که غافلگیرت می‌کنه.
داستان دیالوگ‌های یه نویسنده برنده جایزه نوبل و فردی هست که خودش رو خبرنگار معرفی می‌کنه. بیشتر از این نمی‌تونم بگم چون اسپویل میشه:))
جملات خوبی داره که برای چند لحظه آدمُ به فکر فرو می‌بره، قشنگ‌ترین بخشش از نظر من اون‌جایی هست که دارن درباره شخصیت‌های متفاوتی که یه فرد می‌تونه داشته باشه صحبت می‌کنن، این که چطور ممکنه شناخت دو نفر از یک فرد کاملا متفاوت باشه و هردوی این شناخت‌ها درست باشن و اون فرد همزمان دو شخصیت رو در وجودش داشته باشه.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب نوای اسرارآمیز


 کتاب مده آ
 کتاب دکتر فاستوس
 کتاب کار از کار گذشت
 کتاب مرده های بی کفن و دفن
 کتاب مجموعه آثار نمایشی بکت
 کتاب هلن